توصیف سفیر جمهوری ونیز از میدان تاریخی صاحب آباد تبریز در قرن پانزدهم

به گزارش مجله کامپیوتر، در نوشته او شکوه، عظمت و زیبایی مجموعه صاحب آباد تبریز توصیف شده است.

توصیف سفیر جمهوری ونیز از میدان تاریخی صاحب آباد تبریز در قرن پانزدهم

در بخشی از این نوشته آمده است:

کاخی که در آنجا به پیشگاه شاه بار یافتم بدین توضیح بود. نخست دروازه ای بود با جلوخانی به مساحت چهار یا پنج قدم مربع که هشت یا ده تن از رجال دربار شاه در آنجا نشسته بودند. سپس دری دیگر بود نزدیک درِ نخستین و دربانی که چماق کوچکی در دست داشت و کنارش ایستاده بود.

چون به این دروازه وارد شدم از باغی سبز و خرم گذشتم که مانند چمنی پر از دنبلان بود با دیوارهای گلی، که در سمت راست آن پیاده رویی ساخته بودند. سی گام بالاتر سرایی بود به فراخور حال ما. چهارصد پانصد قدم بلندتر از پیاده رویی که یاد کردم. در وسط این حوض خانه ای بود کوچک و پیوسته پر از آب و شاه در مدخل آن روی بالشی زربفت نشسته و بر بالشی دیگر تکیه داده بود. در کنارش نگهبانی با شمشیر آخته ایستاده بود.

در سراپای سراچه فرش گسترده و مهم ترین شاهزادگان گرداگرد نشسته بودند. در همه جای سراچه موزاییک به کار برده اند نه به کوچکی موزاییک هایی که ما به کار می بریم بلکه عظیم، بسیار زیبا و به رنگ های مختلف.

در ادامه باربارو سفیر ونیز به دعوت حسن پادشاه برای تماشای تفرج در میدان اشاره نموده و می نویسد:

شاه پیام داده بود که باید به میدان بروم و تماشای تفرج یعنی بازی کنم. من سوار بر اسب به آنجا رفتم و در آنجا سه هزار سوار دیدم و بیش از دو برابر این عده پیاده. از این گذشته فرزندان خردسال شاه در آنجا بودند که از بعضی پنجره ها بیرون را نظاره می کردند. چند تا گرگ که به پاهایشان ریسمان بسته بودند به میدان آوردند و آن ها را یکایک رها کردند تا به میان میدان بروند.

اسب ها از ترس از میان میدان گریختند و بسیاری از آن ها بر زمین افتادند، گروهی در خود میدان و بعضی دیگر در رودخانه ای که در میان شهر جاری است.

هر روز جمعه این بازی برقرار است. پس از این تفرج و تماشا مرا به پیشگاه شاه به محلی که پیش از این یاد نموده ام بردند و با عزت و احترام در جایی نشاندند. دیگران نیز هر کدام در جاهای خود به نسبت گنجایش سراچه قرار گرفتند و بقیه به نسبت درجات و مقاماتی که داشتند به رسم مسلمانان بر روی فرش نشستند.

در این اثنا چند مرد که از جانب پادشاه هند فرستاده شده بودند، آمدند که جانورانی عجیب همراه داشتند. آنگاه مرا به بالاخانه بردند و در آنجا ناهار خوردم.

باربارو به تشریفاتی که برای ورود سفیر هند برپا شده بود نیز اشاره نموده و می نویسد:

او در محلی بود که پیش از این یاد نموده ام و به دستور او مانند دفعه قبل در حضورش نشستم. آن روز، روز تعطیل بود و برای ورود سفیر هند تشریفاتی مهم برقرار نموده بودند. درباریان جامه های زربافت و ابریشمین و پشمین به رنگ های گوناگون در برداشتند. چهل تنی از محترم ترین رجال در کوشک نشسته بودند و در مدخل های آن صد تن و در خارج از مدخل ها حدود دویست تن و در میان دو دروازه کوشک نزدیک به پنجاه تن و در کوچه های خارج قریب بیست تن، همه آماده پذیرا شدن سفیر بودند و در میان میدان چهار هزار سوار دیده می شد. همه با این نظم و ترتیب ایستاده بودند که دو سفیر هند وارد شدند و ایشان را در برابر شاه نشاندند.

او در ملاقات دیگری که با حسن پادشاه داشته به توصیف سایر فضاهای باغ دولت خانه نیز پرداخته است:

وقت دیگر هنگامی که به نزدش رفتم، او را در تالاری یافتم که در زیر قبه ای بود به راستی آن بنایی بود سخت زیبا. زیرا چوب و تیر را به شکل قبه گنبد در آورده و از اطراف آن پارچه های ابریشمین گلدوزی و زربافت آویخته و بر کف تالار خرگاه، خیمه فرش های بسیار عالی گسترده بودند که بیش از چهارده قدم، طول هر یک از آن ها بود. در آن سوی تالار چادر چهارگوش عظیم قلاب دوزی دیده می شد که میان چهار ردیف درخت بر پا نموده بودند تا بر آن سایه افکند، و میان این چادر و آن قبه، سراپرده ای بود از بوکازین که درونش همه گلدوزی بود. درب تالار از چوب صندل بود که از داخل شبکه های گلابتون دوزی و مرواریددوزی روی آن کار نموده بودند. شاه در آنجا نشسته بود و عظیمان بر گردش.

منبع: گردشبان
انتشار: 30 اردیبهشت 1400 بروزرسانی: 30 اردیبهشت 1400 گردآورنده: 1com.ir شناسه مطلب: 56090

به "توصیف سفیر جمهوری ونیز از میدان تاریخی صاحب آباد تبریز در قرن پانزدهم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "توصیف سفیر جمهوری ونیز از میدان تاریخی صاحب آباد تبریز در قرن پانزدهم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید