تماشای زندگی از پشت عینک کیارستمی!

به گزارش مجله کامپیوتر، عباس کیارستمی را اغلب به نگاه ساده، آرام و بدون تکلفش می شناسند؛ نگاهی که گاهی از پشت دوربین فیلم برداری عینی می شد، گاهی به واسطه لنز دوربین عکاسی و گاهی هم روی تار و پود بوم نقاشی ماندگار می شد. هرچند خیلی هم فرقی نمی کند، تمام اینها فقط بستری برای نمایش آرامش، تنهایی و سادگی بودند.

تماشای زندگی از پشت عینک کیارستمی!

شاید نمایش تصاویر و مناظر آرامی که انگار هیچ انسانی هیچ گاه به آنها پا نگذاشته است، از هنرمندی که می گفت با صدای رشد علف ها از خواب می پریده است، چندان هم دور از انتظار نباشد. هنرمندی که در ستایش حس تنهایی گفته بود احساس تنهایی خیلی باشکوه است. تنهایی به تو امکان حضور در هر جایی را که می خواهی می دهد؛ با تخیل در تنهایی با هر آدمی می توانی گفت وگو کنی؛ هر وقت دلت بخواهد. هر جوابی از جانب او می توانی به خودت بدهی. می توانی تنها به قاضی بروی و راضی برگردی. ولی چطور می توانی با آدم دیگری چنین کاری بکنی؟ من در تنهایی آدم بهتری هستم. همان طور که درخت در تنهایی درخت تر است، به نظرم آدم در تنهایی آدم تر است.

به گزارش خبرنگاران، عباس کیارستمی یکم تیر ماه 1319 به دنیا آمد و 14 تیر 1395 درگذشت. تحصیلات آکادمیکش را در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران و با خواندن رشته نقاشی تکمیل کرد و روز به روز سربالایی زندگی حرفه ای را با سرعت بیشتری طی کرد. اما فارغ از تجربه های فیلم سازی او که با بازخوردهای ملی و بین المللی بسیاری همراه بود و اغلب نگاه منحصر به فردش نسبت به جهان اطراف مورد ستایش قرار می گرفت، بُعد دیگر زندگی کیارستمی که به اندازه فیلم هایش ماندگار شد، نقاشی ها و مهمتر از همه عکس هایش است.

کیارستمی در طول دوران زندگی اش بارها از مجموعه عکس هایش نمایشگاه برگزار کرد؛ نمایشگاه هایی که هر بار بیشترین تعداد مخاطبان و علاقه مندان به هنر و عکاسی را در گالری ها دور هم جمع می کرد؛ البته نمایشگاه عکس های او فقط به ایران محدود نمی شد و نمی شود؛ او عکس هایش را در کشورهای دیگر نیز به نمایش گذاشت. موزه لوور پاریس در سال 88 نمایشگاهی را با عنوان عکس پاریس 2009 شامل عکس های این هنرمند برگزار کرد. همچنین سال 86 نمایشگاهی از عکس های او در موزه هنر شهر امپراتوری در پکن برگزار شد. در همان سال، مجموعه عکس های جاده ها و سفید برفی این هنرمند برای نمایشی 42 روزه، به ترکیه فرستاده شد.

کیارستمی با ثبت رکوردی بالای 100 هزار دلار در حراجی کریستیز، توانست در سال 2008 رکورد گران ترین عکس خاورمیانه را بزند و همین اتفاق، او را به گران قیمت ترین عکاس خاورمیانه در آن دوره تبدیل کرد.

او درباره عکس هایش گفته بود که برخی از عکس هایم را زمانی گرفتم که به دنبال لوکیشن برای فیلمبرداری آثارم بودم. حتی هنگام فیلم برداری نیز یک یا دو روز را به عکس دریافت اختصاص می دادم. با این حال، وقتی فیلم می سازم، فقط یک کارگردانم و زمانی که عکس می گیرم، یک عکاس.

کیارستمی با تاکید بر اینکه عکس، عکس است. سینما، سینماست. هر کدام مخاطب خاص خود را دارند، درباره اینکه آیا تمرکزش بر روی عکاسی امکان دارد سبب فاصله او از سینما شود؟ با صراحت پاسخ داده بود که: خوب بشوم! مگر چه اتفاقی می افتد! من تعهدی به انجام کار مشخصی ندارم. هر وقت شرایط کاری فراهم شود آن را انجام می دهم. وقتی مشغول کاری هستم بیشتر از هر زمان دیگری به آن علاقه دارم تا آن را تمام کنم و بعد ببینم شرایط برای انجام کاری دیگر چه زمان فراهم می شود.

اما همزمان با فیلم سازی و عکاسی، کیارستمی نیم نگاهی به نقاشی نیز داشت. گویا اواخر دهه 60 بود که کیارستمی تصمیم می گیرد از دانسته های هنری خود در دوران دانشگاه بهره و قلمو به دست بگیرد و نقاشی کند. همان زمان هایی که برای عکاسی به دل طبیعت می زد، از روی آن تصاویر، نقاشی نیز می کرده است. اگرچه برخی از آن تصاویر را در همان دوره فروخت و برخی را هم نگه داشت.

این نقاشی ها اما پس از گذشت حدود 30 سال از آن روزها و بعد سه سال از سفر ابدی اش، برای اولین بار در گالری گلستان به نمایش گذاشته شدند؛ نقاشی هایی که به گفته لی لی گلستان زمانی برای گذران زندگی این هنرمند به فروش گذاشته شده بودند، اما حالا از روی دیوارهای خانه های مختلف جمع آوری شدند تا برای مدت دو هفته بُعد دیگری از عباس کیارستمیِ فیلم ساز و عکاس را نشان بدهند.

لیلی گلستان که از دوستان قدیمی کیارستمی بوده و پیش از این نیز چهار نمایشگاه عکس از این هنرمند را در گالری خود برگزار کرده بود، بارها به عباس کیارستمی پیشنهاد برگزاری نمایشگاه نقاشی می دهد، اما او همیشه جواب می داده است: خیلی دوست دارم این کار را بکنم، اما این کار مستلزم این است که دست کم شش ماه بنشینم و نقاشی کنم. یعنی هیچ کاری جز نقاشی نکنم و این غیرممکن است.

در نهایت اما شاید بهتر است برای جست و جوی معنا در تمام آثار کیارستمی، از پشت عینک خودش به آثارش نگاه کنیم؛ هنرمندی که خیلی ساده در تحلیل آثار و نگاهش گفته بود: تنها کاری که من می توانم بکنم این است که یک آیینه جلوی تماشاگرها بگذارم تا کمی تامل کنند؛ قصد ارائه چیزی بیش از این را ندارم.

مجله سرگرمی

مجله سرگرمی و تفریحی، همیشه به شادی
منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: 1 شهریور 1400 بروزرسانی: 1 شهریور 1400 گردآورنده: 1com.ir شناسه مطلب: 59357

به "تماشای زندگی از پشت عینک کیارستمی!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "تماشای زندگی از پشت عینک کیارستمی!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید