کرونا و هجو رؤیای هالیوود!

به گزارش مجله کامپیوتر، این روزها، اما کرونا بدون تبعیض همه نظم های موجود را مختل نموده است. بیش از همه سرمایه داری را که ورای همه دولت- ملت ها به نظم خود می بالید. در میانه شدیدترین نقدها به فضای سرمایه داری، هالیوود میان معرکه می آمد و تجویز تازه ای می کرد.

کرونا و هجو رؤیای هالیوود!

گروه فرهنگ و هنر:

هالیوود شاید به اندازه کل نظام فلسفی غرب برای بالابردن پرچم سرمایه داری زحمت کشیده بود. من بار ها به اعجاب انگیزی هالیوود در کوشش برای حفظ نظم سرمایه داری رشک برده ام. حالا صداقت ناگزیر شبکه های اجتماعی در عصر کرونا همه آنچه را هالیوود برساخته بود فروریخت و این فروریختن ادامه دارد؛ از همشهری کین تا جوکر، مجموعه های وال استریت، فیلم های ابرقهرمانی مارول، بتمن، سوپرمن و همه فیلم های سیاسی هالیوود، همه تاریخ سازی های اسپیلبرگ، جیمزباند ها و سینمای دشمن پرداز که دشمن را همواره در قواره های مرسوم خود تصویر نموده است؛ اینکه روس ها، چینی ها، آلمان ها و مسلمان ها همواره آدم بد های فیلم هستند. پرچم آمریکا به عنوان نماد اصلی این نظم سرمایه داری همواره در آخر این فیلم ها بالا رفته است تا این نظم تحسین گردد. حتی در فیلم هایی که مخاطب خیال می نماید در جهت نقد به سرمایه داری فراوری شده اند، تصویر نهایی چیزی جز تایید سرمایه داری نیست.

سال گذشته یکی از منتقدانه ترین این فیلم ها روی پرده آمد و جوکر از زبان بسیاری از منتقدان داخلی و خارجی به عنوان نقد سرمایه داری تحلیل شد، حال آنکه دوراندیشی جوکر در کوشش برای تایید کاپیتالیسم، واضح بود. شبیه مواجهه ای که اورسن ولز با منتقدان همشهری کین داشت، وقتی او را کمونیست می خواندند. دکتر جورن کی. برامان استاد ممتاز بازنشسته گروه فلسفه دانشگاه ایالتی فراستبورگ در مقاله ای درباره چالش همشهری کین و منتقدانش می نویسد: کین بیانیه به ظاهر نوع محبت آمیز خود را با اشاره به جنبه نفع شخصی در مبارزه پرسروصدای خود علیه ثروت اندوزی می نگارد: نگاه کنید، من پول و ملک دارم. اگر من از منافع قشر محروم جامعه دفاع نکنم، کس دیگری این کار را خواهد کرد- شاید شخصی که هیچ پول و ملکی ندارد و این خیلی بد خواهد بود.... کین مانند رئیس جمهور روزولت (که اورسن ولز به طورکلی او را می ستود) در دوران نیودیل، حامی آینده نگر نظام سرمایه داری و نه یک مدافع کوته بین مثل تاچر محافظه کار است، اما کین را به هیچ معنایی نمی توان رادیکالی دانست که می خواهد شاهد روزی باشد که محرومان جامعه سرنوشت شان را خود در دست بگیرند. به همین دلیل است که نقش خود را به عنوان رئیس عظیم بسیار دوست دارد.

سرمایه داری حتی وقتی شرایط را به نفع خود نمی بیند و بحران وال استریت باعث آبروریزی در آمریکا می گردد، تجویزی که دارد این است: همینی که هست! In time را در بحبوحه همین بحران وال استریت می سازند که فیلم مهمی است. پاسخ ها در نظام بازار از پیش تعیین است، البته نظام سرمایه داری مرز های اخلاقی تعیینی دارد، اما خط قرمزی جز حفظ نظام سرمایه داری ندارد، چرا که پای پول در میان است. In time یعنی خریدن زمان برای زندگی بیشتر و یاری به حفظ نظام سرمایه داری!

سال گذشته وقتی سینمای کره توانست در صدر سینمای جهان بنشیند و انگل از شرق آسیا و از کره- که نمود شرقی کاپیتالیسم آمریکایی است- در اتفاقی عجیب و غریب برنده اسکار شد، گزاره ای بیش از دیگر حواشی مربوط به برنده شدن جوکر، در میان منتقدان مطرح شد: این فیلم به نفع سرمایه داری است و البته فیلمی علیه فقرا. شاید به خاطر همین بود که در آمریکا پی در پی جایزه گرفت. چون همان کاری را نموده بود که هالیوود می خواست. طبقه فرودست در نهایت کاری که می تواند انجام دهد، همین گذاشتن کلاه بر سر سرمایه دار است و مسأله همین جاست؛ بر سر سرمایه دار شاید بگردد کلاه گذاشت، اما بر سر سرمایه داری نه! از این منظر می توان انگل را کوششی برای حفظ وضع موجود دانست.

در عصر شبکه های اجتماعی که گاهی صداقت های ناگزیر در این شبکه ها واقعیت هایی را از آنچه در غرب برساخته شده است، به تصویر می کشد، راه حل هالیوود برجسته سازی سلبریتی ها در این چارچوب رسانه ای است؛ تبدیل سلبریتی ها به برده های نظم سرمایه داری برای حفظ وضع موجود. ارتباط مافیا با این فضا نیز کاملا مشهود است. تا به امروز خبر های فراوانی درباره این ارتباط نیز رسانه ای شده است.

این روزها، اما کرونا بدون تبعیض همه نظم های موجود را مختل نموده است. بیش از همه سرمایه داری را که ورای همه دولت- ملت ها به نظم خود می بالید. در میانه شدیدترین نقدها به فضای سرمایه داری، هالیوود میان معرکه می آمد و تجویز تازه ای می کرد؛ تجویزی که در آن همه نقدها قبول است، اما نظم سرمایه داری نباید دست بخورد. حالا در روزگار پساکرونا، آن ادعا های پرطمطراق که هیچ، حتی همان همینی که هست هم دیگر نیست. هالیوود در دوران پساکرونا احتمالا کوشش می نماید گور های دسته جمعی نیویورک را نبیند یا با چینی خواندن کرونا واقعیت های مربوط به این ویروس را سانسور کند. این، اما مهم نیست، مهم این است که مردم در عصر پساکرونا دیگر آن آدم های سابق نیستند. تصویری که هالیوود از گاتهام سیتی خیالی با پرچم های برافراشته از آمریکا می ساخت، دیگر آن خریداران سابق را نخواهد داشت.

در ایران و شاید خیلی از کشور های جهان نیز بسیاری از مخاطبان فیلم های جذاب آمریکایی، فروریختن رویای آمریکایی را مشاهده می نمایند.

مرگ بیش از 22 هزار نفر در ابرقدرت ترین کشور جهان! ما داریم از یک مسأله مهم صحبت می کنیم؛ حفظ حیات در مقابله با مرگ! خلاصه همه جنگ های تاریخ: جنگ میان مرگ و زندگی. هالیوود شاید هیچ وقت فکر نمی کرد داستان های خیالی اش روزی به واقعیت مبدل شوند، اگرنه این همه در شکست ناپذیر بودن اغراق نمی کرد.

قهرمان های ساختگی جنگ های خیالی هالیوود حالا به هیچ دردی نمی خورند. همه از چشم افتاده اند. هیچ کدام شان منجی نیستند و امروز مفیدترین شان سرگرم نماینده ترین آنهاست، ولی تا پیش از بالارفتن پرچم آمریکا. کرونا حداقلش این است که کارکرد همه تصویرسازی های هالیوود را فروریخت و این فروریختن ادامه دارد.

نگارنده : محمدرضا کردلو

وبلاگ خرید: وبلاگ خرید | این سیستم پیشرفته وبلاگدهی برای فروشگاه های اینترنتی است.

مینی نت: مینی نت، با برگزیده آخرین اخبار جراید و روزنامه ها همراه ما باشید.

منبع: خبرگزاری دانشجو
انتشار: 18 شهریور 1400 بروزرسانی: 18 شهریور 1400 گردآورنده: 1com.ir شناسه مطلب: 29195

به "کرونا و هجو رؤیای هالیوود!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "کرونا و هجو رؤیای هالیوود!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید